اس ام اس

اس ام اس


+ یابندگان کوتاهترین پل در آمد مجازی

یابندگان کوتاهترین پل در آمد مجازی

 
Friday, December 10, 2010, 9:51:45 AM | پایگاه خبری گرافیک ایرانGo to full article

دنیای مجازی اینترنت دارای روش های  بی شمار و غیر قابل انکار برای کسب در آمد های قابل توجه است. تنها کافی است ایده ی خاص و محبوبی داشته باشید تا بتوانید از این ابزار ارزشمند استفاده کرده و با هزینه های جزئی و در برخی موارد بدون پرداخت هزینه به درآمد مالی مناسبی برسید. در این نوشته با 10 نفر از افرادی آشنا می شویم که توانسته اند از فرصت های مجازی موجود  استفاده نموده و در کمترین زمان به در آمد های میلیون دلاری  برسند.

 

Alex Tew

سن  شروع کار : 21 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 5 ماه

وب سایت : صفحه ی میلیونر

وب سایتی با Million Dollar Homepage ، در سال 2005 توسط Alex Tew، دانشجوی ویلت شیر در انگلستان، شروع بکار کرد و هدف راه اندازی آن کسب در آمد برای تامین شهریه دانشگاه بود. صفحه اصلی سایت شامل یک میلیون پیکسل در رزولشن 1000 در 1000 است و لینک های تصویری آن که بصورت بلوک های پیکسلی هستند هر کدام به مبلغ یک دلار به فروش رفته اند. هدف وب سایت فروش کلیه ی پیکسل های موجود در تصویر بود. در ژانویه سال 2006 ، هزار پیکسل باقیمانده در سایت eBay به مزایده گذاشته شد. در یازدهم ژانویه این حراج با 38100 دلار به مبلغ نهایی 1037100 دلار رسید.

به لحاظ آنکه پیکسل های تصویر برای مشاهده خیلی کوچک بودند، در بلوک های 100 تایی به فروش رسیدند. اولین خرید را یک سایت موسیقی آنلاین، تنها سه روز پس از راه اندازی سایت ، انجام داد و آن یک بلوک 20 در 20 بود. پس از دو هفته دوستان و آشنایان آلکس تعداد 4700 پیکسل را خریداری کردند. پس از آنکه در آمد سایت به 1000 دلار رسید توسط بی بی سی و سایت فناوری The Register ، معرفی شد. در انتهای ماه اول در آمد سایت به 250000 دلار رسیده و در وب سایت Alexa رنکینگ 3 را در Movers and Shakers ( بعد از بریتنی اسپیرز و Photo District News  ) بدست آورد.  در 6 اکتبر Tew اعلام کرد که تعداد بازدید سایت به 65000 رسیده و دارای 1465 لینک در سایت Digg است. چند روز بعد میزان بازدید به 100000 رسید و در 26 اکتبر ( دو ماه پس از راه اندازی ) بیش از 500900 پیکسل آن به 1400 نفر فروخته شده بود. درسال جدید Tew اعلام کرد میزان بازدید سایت در هر ساعت به 25000 رسیده و در Alexa دارای رنکینگ 127 است و 999000 پیکسل به فروش رفته اند. 1000 پیکسل باقیمانده برای مزایده به eBay رفت و فروش نهایی تنها 10 روز به طول انجامید.

Matt Mullenweg

سن شروع کار : 22 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 8 ماه

وب سایت : Automattic.com

Matt Mullenweg ،

در سال 1984 در هوستون زاده شد و در سانفرانسیسکو زندگی کرد. او موسس و توسعه دهنده ی سیستم بلاگینگ معروف Wordpress است. در اواخر سال 2005 ، شرکت تجاری Automattic را در کنار پروژه های Wordpress و Akismet  تاسیس کرد. در سال 2003 با همکاری اریک مایر و تانتک سلیک گروه Global Multimedia Protocols را تشکیل داده و در اکتبر سال 2004  در CNET استخدام شد، دانشگاه را رها کرد و از هوستون به سانفرانسیسکو رفت. مت و تیم Wordpress در فوریه 2005 نسخه ی 1.5 آنرا ارائه نمودند که بیش از 900000 بار دانلود شد.

یکسال بعد در اکتبر 2005 ، از CNET بیرون رفت  تا بروی Wordpress تمرکز نماید. در آن زمان اکثر وقت خود را در توسعه نرم افزار های متن باز صرف کرد و پروژه هایی را اجرا نموده و کنفرانس هایی ارائه داد.در نوامبر همان سال Wordpress.com بصورت همگانی در آمد. در سال 2008 در بیزینس ویک به عنوان یکی از 25 فرد موثر وب شناخته شد.

Suleman Ali

سن شروع کار : 26 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 9 ماه

وب سایت : Esgut.com

علی سلیمان  کارمند شرکت مایکروسافت بود و در پروژه ی ویندوز سرور نسخه ی خانگی نیز همکاری داشت که در سن 26 سالگی مایکروسافت را رها نموده و شرکت Esgut را راه اندازی کرد. Esgut یک مجموعه از نرم افزارهای  فیس بوک همانند Superlatives و Entourage را ارائه نمود و وب سایت آن به یکی از محبوبترین ها در این زمینه تبدیل شد. او اولین کسی است که مبحث پلت فرم را برای شبکه های اجتماعی بوجود آورد و زمانی که این موضوع در شبکه های اجتماعی رونق پیدا کرد، میزان بازدید از آن سایت ها به نحو قابل توجهی بالا رفت. علی سلیمان در آپریل سال 2008 شرکت Esgut را به فروش رساند و و در اولین سال فعالیت خود در خارج از مایکروسافت یک میلیون در آمد کسب کرد.

بعد ها شبکه های اجتماعی دیگر نیز همچون MySpace، Friendster و Hi5 نیز به اهمیت آینده ی چنین فرصتی پی بردند و  بخش توسعه پلت فرم خود را راه اندازی کردند .

Rob Benwell

سن شروع کار : 22 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 12 ماه

وب سایت : Blogging to the Bank

راب بنول فردی است که پس از کناره گیری از دانشگاه فعالیت تجاری خود را با سرمایه 100 دلاری آغاز کرد. BloggingtotheBank.com  توسط راب بنول و  در سال 2006 راه اندازی شد و تکنیکی که با آن با ایجاد بلاگ در آمد بدست می آمد را با دیگران به اشتراک گذاشت. روش کسب در آمد بصورت مرحله به مرحله با عنوان Blogging to the Bank توضیح داده شده است و راب اعلام می کند که توسط این روش در 6 ماه 100000 دلار و در یکسال 1 میلیون دلار بدست آورده است. به زعم موسس این وب سایت برای کسب در آمد از این طریق نیازی به یک وب سایت و یا وبلاگ اختصاصی ندارید، نیازی نیست از لحاظ فنی اطلاعات بالایی داشته باشید، نیازی به فعالیت های طولانی در وب نیست، و … . برای آشنایی بیشتر با روش راب می توانید به وب سایت BloggingtotheBank.com رفته و ویدئوی مربوط را مشاهده کنید.

Anshul Samar

سن شروع کار : 13 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 1 سال

وب سایت : Elementeo.com

زمانی که سمر در میانه ی تحصیلات دانش آموزی بود یک بازی ساخت که توسط آن به بازیکن اصول شیمی آموزش داده می شد. نام این بازی Elementeo است و توسط کارت های خاصی طراحی شده است. بازی به مبلغ 29.95 دلار در سایت آمازون بفروش می رسد.  از کودکان گرفته تا دارندگان مدارک بالای شیمی به این بازی علاقه نشان دادند و موجب گسترش آن شدند به طوری که سمر توانست در مدت یکسال یعنی زمانی که تنها 14 سال داشت به یک میلیون دلار در آمد برسد. بعد ها نسخه های مختلف بازی برای سنین مختلف نیز  تولید شده و انتشار یافتند.

James Murray Wells

سن شروع کار : 22 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 1 سال

وب سایت : Glassesdirect.co.uk

جیمز موری، موسس و مالک شرکت Prescription Eyewear Limited است که کار تجاری خود را در حین تحصیل در دانشگاه آغاز کرد. در حین امتحانات دانشگاه به این نتیجه رسید که به عینک طبی  نیاز دارد. زمانی که از قیمت عینک ها مطلع شد با بررسی موضوع و مشورت با یک فرد فنی در این زمینه متوجه شد که یک عینک 150 پوندی برای تولید کننده تنها 7 پوند هزینه بر می دارد. با توجه به این موضوع وب سایتی را راه اندازی کرد که توسط آن واسطه های فروش عینک را برداشته و بطور مستفیم و با قیمت مناسب  آن ها را به خریدار برساند.

شروع کار تجارتش را با دریافت وام دانشجویی آغاز کرد و در سال اول کاری توسط وب سایت 22000 عدد عینک طبی به فروش رساند. در سال 2009 تعداد کارمندان شرکتش به 70 عدد رسیده و در هر دقیقه بطور متوسط سه عدد فروش عینک داشت. در سال 2010 نیز با راه اندازی وب سایت hearingdirect.com تجارت خود را گسترش داده و با همان روش قبلی شروع به فروش سمعک نمود.

Anand Lal Shimpi

سن شروع کار : 17 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 1 سال

وب سایت : Anandtech.com

شیمپی در سال 1982 متولد شد و دارای پدر و مادر هندی و ایرانی است. وب سایت AnandTech  را در سال 1997 راه اندازی کرد که هدف اصلی آن نقد و بررسی سخت افزارهای روز  بود. به لحاظ بازدید های بیشمار،  سایت از گرفتن بنر های تبلیغاتی ، در طول یکسال 1.5 میلیون دلار در آمد کسب کرد. میزان بازدید سایت در ماه بیش از 500 میلیون بوده و همین موضوع شرکت های بسیاری را ترغیب به ارائه تبلیغ می کند.

Ephren Taylor II

سن شروع کار : 17 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 1 سال

وب سایت : Ephren.com

تیلور در 17 جولای 1982 در می سی سی پی متولد شد. زمانی که در مدرسه تحصیل می کرد برنامه نویسی را فرا گرفت و اولین تجارت خود را در سن 12 سالگی آغاز کرد. در آن زمان شروع به تولید بازی های سه بعدی ساده می نمود و آن ها را به مبلغ 10 دلار به دوستان و همکلاسی هایش می فروخت.

در 17 سالگی وب سایتی را جهت کاریابی دانش آموزان و دانشجویان جوان راه اندازی کرد . پس از راه اندازی سایت میزان بازدید ها به 30000 رسید و تیلور مجبور شد معلم تاریخ خود را برای همکاری استخدام کند! اوبا راه اندازی این وب سایت  در سن 17 سالگی به یک میلیون دلار در آمد رسید.

Steve Chen and Chad Hurley

سن شروع کار : چن  28 سال و هارلی 30 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 1 سال و هشت ماه

وب سایت : Youtube.com

Youtube یک وب سایت اشتراک ویدئو است که در فوریه 2005 توسط کارمندان فبلی Paypal چن و هارلی راه اندازی شد. ایده ی وب سایت زمانی به ذهن آن ها رسید که هارلی قصد داشت ویدئو های مهمانی ها یش را برای دوستان خود ایمیل کند و سیستم ایمیل به لحاظ حجم بالا  این امکان را  به او نمی داد.

در ماه اکتبر 2006 یوتیوب به مبلغ 1.65 میلیون میلیارد دلار توسط شرکت گوگل خریداری شد .

Michael Furdyk

سن شروع کار : 16 سال

مدت زمان میلیونر شدن : 2 سال

نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۱٠

+ اس ام اس

زن از شوهرش پرسید: چرا وقتی که من آواز میخوانم، تو از پنجره بیرون را نگاه میکنی و میخندی؟
شوهر میگه: برای اینکه مردم تصور نکنند من دارم تو را کتک می زنم و تو داری با جیغ و داد گریه می کنی!

******************************


زن: تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن
مرد: ... حق با توست، چون عقل من سر جاشه!

 


******************************
از حیف نان می پرسن یه موجود نام ببر... می گه یخ. می گن یخ که موجود نیست. می گه هست، چون همه جا نوشته یخ موجود است!

نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٤

+ اس ام اس شهادت حضرت فاطمه زهرا

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

.

.

.

در حریم فاطمیه مرغ دل پر میزند

ناله از مظلومی زهرای اطهر میزند

السلام علیک یا فاطمة الزهرا . . .

.

.

.

جاهلان خیال بافتند / فرق شیعه را شکافتند

زخم شیعه را نمک زدند / قفل بر در فدک زدند

تاب دیدنت نداشتند / داغ بر دلت گذاشتند

تیر و قلب عاشق آه آه / سیلی و شقایق آه آه

.

.

.

حضرت فاطمه(س) :

خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم قرار داد

شهادت زهرای اطهر تسلیت باد . . .

.

.

.

ای بتول پاک السلام / قلب چاک چاک السلام

حاصل جوانی علی / ماه ارغوانی علی

لحظه ای درنگ کن بمان / وقت ناتوانی علی

بی تو سر بلند میکنند / دشمنان جانی علی

بی تو سجده میکند به خاک / روح آسمانی علی

.

.

.

یا علی خرابم از غمت / سوختم کبابم از غمت

زخم کهنه را نمک زدند / همسر تو را کتک زدند . . .

.

.

.

ای تو مهراب فاطمه / اسوه ی حجاب فاطمه

یاس پرپر علی بمان / سایه سر علی بمان

قوت دل علی نرو / از مقابل علی نرو . . .

.

.

.

مرو مادر دلم طاقت نداره / دلم بعد از تو خیلی بی قراره

مگه بابام علی شب های بی تو / سرم رو روی زانوهاش بذاره

.

.

.

منم زینب که بی دلدار مانده ست

به قلبم خون به چشمم خار مانده است

نگاهم خیره میماند همیشه

به آن خونی که به دیوار مانده است . . .

.

.

.

الا ای چاه یارم را گرفتند / گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی / همه دار و ندارم را گرفتند . . .

.

.

.

ناموس خدا ، دخت نبی ، همسر حیدر

ام الحسین ، شلفعه ی خلق به محشر

این غم نرود از نظر ما که ز کین شد

نیلی رخت از سیلی آن شوم بد اختر

یا رب تو غذابش بنما بیشتر از پیش

آنکس که به پهلوی وی از کینه زدی در

.

.

.

بریزم اشک غم ، از دیده بر رخسار مادر جان

بنالم در عزایت بادل افکار مادر جان

یه یاد آرم از آن ساعت که با پهلوی بشکسته

کشیدی ناله در بین در و دیوار مادر جان

از آن غصب فدکوز بردن حیدر سوی مسجد

مرا دیگر نباشد طاقت گفتار مادر جان . . .

.

.

.

گل من که رنگش نیلی نبود / جواب محبت که سیلی نبود . . .

.

.

.

خدایا به سوز دل مولا علی-ع و به پهلوی بشکسته ی زهرای مرضیه-س

قَسمت می دهیم که فرج منتقم شان را برسانی .. آمین

.

.

.

سرفصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب وکمال و بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول گزینش و پذیرش زهراست

.

.

.

گرچه مظلومی مولا سندی معتبر است این سند ثابت و امضا شده با میخ در است.

.

.

.

بانو نمی یابیمت ، اما کنار تو گریه مرسوم است ، مگر می توان پهلوی تو بود و

شکسته نبود . نام خود را خصم ، داغ ننگ زد / دید بار شیشه داری ، سنگ زد

.

.

.

باد پاییزی اگر برگ خزان را می برد

مهر زهرا هم گناه شیعیان را می برد . . .

.

.

.

اس ام اس ایام فاطمیه ، sms شهادت حضرت زهرا(س) ، parsianfun.com

تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست

در جوابم اینچنین گفت و گریست

لیلی ومجنون همه افسانه اند

عشق تفسیری ز زهرا (س)وعلیست(ع)

.

.

.

یا علی رفتم بقیع اما چه سود / هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست / آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست

هر چه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

.

.

.

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید / نشناخته توصیف مقامش نکنید

هر کس که در او محبت زهرا نیست / علامه اگر هست سلامش نکنید . ..

.

.

.

بر عالمیان رحمت رحمان زهراست

در هر دو جهان سرور نسوان زهراست

نوری که دهد شاخه طوبی از اوست

کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست

.

.

.

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها به عدد ما احاط به علمک

.

.

.

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید / گل تاب فشار در و دیوار ندارد . ..

.

.

.

حضرت زهرا (س) فرمود: خدایا مرا فارغ کن که تمام توجه ام به آن باشد که برای آن خلق شده ام.

.

.

.

نیکی به پدر و مادر، موجب ایمنی از خشم الهی است . (حضرت زهرا -س )

نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٢/۱٢

+ اسطوره ی ملاصدرا و فلسفه ی او





بازار ملاصدرا و فلسفه ی او امروزه در کشور ما گرم است. همه زبان به تحسین و تمجید او گشوده اند و از فلسفه او یک نظام سربسته و کاملی ساخته اند. حکمت متعالیه که در حقیقت التقاط یا ترکیبی از نظام های فلسفی پیش از ملاصدرا از جمله مشاء، اشراق، عرفان، کلام و مکتب قرآن می باشد، در نگاه نخست چشم هر فرد باریک بین و نقادی را به سبب سازگاری ظاهری همه بخش های آن با هم خیره کرده و مانع نگاه عمیق و نقادانه به آن شده است.

اخیراً در میان دانشجویان و اندیشمندان اهل فلسفه باب شده است که آراء و اندیشه های ملاصدرا را با برخی از آراء و اندیشه های فیلسوفان غربی از جمله کانت، هگل، نیچه، هایدگر و... بدون توجه به مبانی و مولفه های هر کدام، مقایسه و تطبیق می کنند. این تطبیق در حالی صورت می گیرد که زمینه و زمانه، پیش فرض ها، مولفه ها و دغدغه های فلسفه ی ملاصدرا با زمینه ها و پیش فرض های فیلسوفان مذکور ( و حتی اکثر قریب به اتفاق فیلسوفان غربی) متفاوت است. زیرا ملاصدرا در یک سنت کاملاً متفاوتی گام بر می دارد، وی وامدار میراث متفکرانی امثال ابن سینا، فارابی، ابن رشد، شیخ اشراق، ابن عربی و... می باشد که دغدغه های آنها بیشتر آشتی دادن عقل با وحی، به بیان دیگر فلسفه با شرع است و بس. می توان گفت که پروژه فارابی و ابن سینا که با ملاصدرا به اوج می رسد قابل مقایسه با دوران تفکر قرون وسطایی است که عقلِ بدون وحی کور است و فیلسوف باید «ایمان بیاورد تا بفهمد».
با پذیرش این نکته باید گفت که دغدغه ی فیلسوفان غربی از رنسانس به بعد با دغدغه ی فیلسوفان قرون وسطی متفاوت است. بنابراین، هر چند ممکن است میان فلسفه ی صدرایی شباهت های جزئی با فیلسوفان غربی از رنسانس به بعد یافت؛ اما این نقطه مشرک ها شامل مبانی فلسفی آنها نمی شود. به عنوان مثال، آیا عقل مورد بحث کانت و معنایی که او از عقل در نظر دارد همان عقلی است که ملاصدرا مراد می کند؟ عقل کانتی عقلی روشنگری است، به بیان دیگر نه عقل فرا انسانی، بلکه همین عقل بشری با این شرایط خاص می باشد. اما عقل مورد بحث صدرا تنها به عقل بشری محدود نمی شود. حال با در نظر گرفتن همین تفاوت، چگونه می توان شناخت شناسی صدرایی را با شناخت شناسی کانتی مقایسه و تطبیق کرد؟ از این تفاوت های مبنایی در میان فیلسوفان غرب با فلسفه ی ملاصدرا بسیار می توان یافت، ولی قصد ما در اینجا برشمردن این تفاوت ها و نقاط اختلاف نیست. تنها می توان گفت که در تطبیق های کذایی که میان فلسفه ی صدرا با فیلسوفان غربی انجام می گیرد، بیش از آنکه به شباهت ها و نقاط مشترک دست یابند به اختلاف ها ی عمیقی دست می یازند.
متأسفانه به دلیل برخی مسائل و مشکلات در کشور ما پس از ملاصدرا چراغ فلسفه و حکمت خاموش شد، و فیلسوفی بعد از او که دارای مکتب منحصر به فردی باشد، ظهور نکرد. اگر متفکران دیگری هم پس از او پا به عرصه ی وجود گذاشتند یا شاگردان بلافصل وی بودند و یا دانشمندانی بودند که به نحو غیر مستقیم متأثر از او بودند و همگی در سیر فلسفه ی وی گام بر می داشتند. و اینها کلیت نظام صدرایی را پذیرفتند و جز در موارد جزئی، نتوانستند چیزی بر آن بیفزایند.
حکمت صدرایی به سبب آمیختگی اش با مسائل کلام، قرآن ، دین و... راه را بر نقد همه جانبه بسته است. به قول جواد طباطبایی عدم تأمل جدی در باره ی مقام ملاصدرا به دلیل این است که «نظام فلسفی او به دنبال تفسیری که می توان ویژگی های احکام جزمی شرعی را در آن یافت، به نوعی از ایدئولوژی رسمی تبدیل شده[است.]»(طباطبایی، ص. 8-267). (تأکید از من است.) نکته ی دیگر اینکه همین جامع بودن نظام صدرایی خود مانع از نقد و بررسی است؛ زیرا فلسفه ی او را نمی توان با یک معیار خاص سنجید. از باب مثال وی در یک جا از دلیل عقلی کمک می گیرد و بلافاصله دلایل کلامی و حتی آیات قرآنی را می آورد. حال متفکر نمی داند که با چه معیاری (عقل، شرع و...) با این مسئله روبرو شود. نکته ی دیگر اینکه برخی از مفسران و هواداران فلسفه ی صدرایی، فلسفه و نظام فلسفی وی را کامل ترین و بی نقص ترین نظامی لحاظ می کنند که وی برای همیشه سخن آخر را گفته است. این در حالی است که در فلسفه و علوم عقلی هیچ گاه سخن نهایی گفته نخواهد شد و مسائل عقلی و فلسفی همواره مورد بحث و بررسی بوده و هست. این موانع و بسیاری مسائل دیگر دست به دست هم داده اند، تا فلسفه ی صدرایی نقد علمی نشود و با دیده ی اغماض مورد مطالعه قرار نگیرد و این امر (به عنوان یکی از دلایل مهم) خود باعث رکود فلسفه ی اسلامی شده است.
در این گفتار قصد ما نقد فلسفه صدرا نیست، و این مهم از حوصله ی این گفتار کوتاه خارج است، اما سعی بر این است تا به نحو هر چند کوتاه و نارسا، چند نکته انتقادی را در فلسفه ی صدرایی گوشزد کنیم، باشد که راه نقد عمیق و علمی تر و بدون هر گونه جهت گیری نظام صدرایی و به طور کلی فلسفه ی اسلامی مورد توجه و عنایت صاحب نظران قرار گیرد. تا کور سوئی برای فلسفه در کشور باز یابیم.
عقل یا وحی:
یکی از مسائل بسیار مهم در تاریخ فلسفه رابطه و نسبت میان عقل و وحی بوده است. این مسئله به فلسفه ی اسلامی محدود نمی شود، بلکه در غرب نیز متکلمان و فلاسفه ی قرون وسطایی نیز درگیر این مسئله بوده اند. این امر به تبع فلاسفه ی اسلامی از جمله فارابی، ابن سینا، ابن رشد و... یکی از مسائل مهم و مرکز ثقل حکمت صدرایی است. اصولاً هر علمی برای خود موضوع دارد و نیز دارای حدو و مرز مشخصی هم هست. موضوع یک علم حدود و ابزار و وسیله مورد کاربرد آن علم را معین و مشخص می کند. فلسفه نیز از این نکته مستثنی نیست. معمولأ فلسفه طبق ادعای خود فیلسوفان با ابزار عقل به شناخت موجود از آن جهت که موجود است، می پردازد. در این راستا فیلسوف هر چند ممکن است از قوای دیگر از جمله حس یا تخیل در مراتب پایین شناخت کمک گیرد، اما در مرتبه ی والاتر فقط عقل و کارکرد و عمل آن را ملاک قرار می دهد.
با این توضیحات کوتاه، ملاصدرا در مسائل فلسفی صرفاً به عقل اکتفا نمی کند، بلکه وحی را نیز به عنوان یک منبع شناخت لحاظ می کند. از نظر وی عقل در پیشگاه وحی بایستی زانو بزند. به بیان دیگر، اگر عقل و شناخت های بر آمده از آن بخواهد صحیح باشد، باید در پرتو وحی آن را سنجید. در حقیقت عقل نه اصل، بلکه تابع است. حال اگر فیلسوف در باب جهان و پدیدارهای موجود در آن بپردازد، آنگاه استدلال ها و نتایج وی صحیح خواهد بود که آن را به پیشگاه وحی ببرد و یا حداقل مورد تأیید وحی یا شرع باشد. جلاالدین آشتیانی در مقدمه ی خویش بر «الشواهد الربوبیه» می نویسد «او [ملاصدرا] معتقد است که عقل تا به نور شرع منور نگردد و به وادی کشف و شهود قدم نگذارد به جایی نمی رسد، چه آنکه عقل و حقایق حاصله ی از سیر و روش عقل تا در معلوم خارجی فانی نشود و از مقام حجاب فانی نگردد، درک حقایق محال است. » (الشواهد الربوبیه، ص.2). در نتیجه عقل بایستی گوش به فرمان وحی (و آنهم در قالب شرع) باشد و بدون شرع نمی تواند سرپا بایستد. اگر این نکته را بپذیریم، هنگامی که او از عقل و براهین عقلی سخن به میان می آورد، بایستی اعتبار و صحت براهین عقلی را نه در پرتو خود عقل، بلکه در پیشگاه وحی به عنوان یک معیار والاتر بسنجیم.
البته زمینه و زمانه ی زندگی ملاصدرا به این نحوه ی اندیشه و توجیه عقلی مسائل کلامی و شرعی و نیز تفکر عرفانی و تلفیق این همه با هم، اجازه ی عرض اندام می داد. در واقع، عصر و زمانه ی ملاصدرا به دنبال جمع میان شریعت و تصوف بود. صدرا نیز در ادامه ی همین سنت، با جمع شریعت و تصوف و ادغام آن در اندیشه ی عقلانی، یعنی فلسفه زمینه ی زوال و انحطاط نهایی اندیشه ی عقلانی را در ایران فراهم کرد (طباطبایی، ص.268). صرفنظر از کوشش های فیلسوفان پیش از او در باب توجیه عقلانی دین و مسائل دینی، دوران زندگی ملاصدرا، دوره ای سرنوشت ساز در تاریخ بود؛ زیرا حکومت صفویه به عنوان اولین حکومت مستقل شیعی به طور رسمی عرض اندام کرده بود. هر چند این حکومت مبنای فکری و ایدئولوژیکی خویش را از متفکران قبل از ملاصدرا از قبیل ابن عربی، خواجه نصیرالدین توسی و...گرفته بود، ملاصدرا نیز از این قضیه چندان به دور نبود. حتی با قبول اینکه ملاصدرا چندان میانه ای با حکومت صفویه نداشت، باز وی ناگزیر از تفکر و اندیشیدن در راستای سیاست حکومت صفوی بود.
اصالت وجود یا اصالت ماهیت:
به قول شارحان و طرفداران حکمت صدرایی، نظریه ی اصالت وجود زیر بنا و نقطه شروع فلسفه ی صدرایی است. در واقع، اصول دیگر نظام فلسفی ملاصدرا از جمله تشکیک وجود و... مبتنی بر همین اصل بنیادی است. به زعم نگارنده تمایز میان اصالت وجود و اصالت ماهیت، ریشه اش به تمایز میان وجود و ماهیت بر می گردد که ابتدا فارابی و سپس ابن سینا مطرح کرده اند. تمایز میان وجود و ماهیت از طریق آثار و کتب ابن سینا به غرب راه یافت و در فلسفه ی توماس آکویناس مشهود است. اما برخلاف نظر بسیاری از شارحان و صاحب نظران که تمایز میان وجود و ماهیت را یکی از دستاوردهای فلسفه ی اسلامی می دانند و به آن مباهات می کنند، باید گفت: «ای کاش این تمایز را میان وجود و ماهیت نمی گذاشتند. ». به نظر می رسد یکی از عوامل درجا زدن فلسفه ی اسلامی همین تمایز گذاشتن ها (به قول هگل این تمایزگذاری ها مختص فهم است و برای درک وحدت این دو بایستی به مرحله ی عقل برویم.) و بحث های خشک و میان تهی در باب مفاهیم صرف است. زیرا با تمایز گذاشتن میان مفاهیم و بحث بر سر خود مفاهیم فلسفه به حالت ایستا در می آید و به هدف خود ( اگر بتوان برای آن هدفی در نظر گرفت) نخواهد رسید. اصلاً بر فرض اینکه، وجود و ماهیت یکی اصیل و دیگری اعتباری باشد، چه فرقی به حال ما می کند؟ تازه بشر را دست بسته تر می کند و نیروی عمل و کار را از او می گیرد.
در نتیجه می توان گفت که ملاصدرا پروژه ی فارابی و ابن سینا را به همان حالت اولیه حفظ کرده است و چندان به پیش نبرده است؛ زیرا اصلاً ذات مسئله به گونه ای است که قابل پیش بردن و پیش رفتن نیست. خود صورت مسئله غلط طرح شده بود.
وجود و شناخت:
مسئله ی قابل بحث در حکمت صدرایی، مسئله ی شناخت و وجود و نسبت این دو با هم می باشد. در نظام صدرایی، علی الرغم اینکه از تناظر میان مراتب شناخت و مراتب وجود سخن رفته است، تمایز مشخصی میان وجود و شناخت وجود ندارد. در این نظام شناخت با وجود مساوق است. به بیان دیگر وجود همان علم است. علم هم گونه ای از وجود و مجرد از ماده است و هم دارای مراتب و هر چه از عدم مبرا باشد، شدت نورت و علمیت آن بیشتر است(سجادی، ص.105). چنانکه در «الشواهد الربوبیه» می گوید: «همانا وجود در هر موجودی عین علم و قدرت و... است.»(الشواهد الربوبیه، ص.7). طبق این نظر می توان گفت که هر که عالم تر، موجودتر. یا برعکس، هر که دارای مرتبه ی وجودی والاتری باشد، مرتبه ی علم اش نیز در ساحت والاتری قرار دارد. پس اگر وجود و علم با هم مساوق هستند، تناظر و تقابل مراتب آنها چگونه می توان تصور کرد؟
فلسفه و موضوع آن:
اشکال دیگر این است که ملاصدرا بحث در باب وجود و عوارض ذاتی آن – یعنی موجود از آن جهت که موجود است- را متعلق علم الهی می داند نه فلسفه(اسفار، ص.28). اما بلافاصله موضوع علم الهی را موجود مطلق می داند نه مطلق وجود. و این چیزی جز مصادره ی به مطلوب نیست؛ زیرا او از همان ابتدای فلسفه ی خود، وجود را مساوی با همان موجود مطلق یا به زبان ساده تر مساوی با خداوند می گیرد و نیز بدون اینکه این موجود مطلق را اثبات کرده باشد، می گوید: این موجود مطلق باید به ذات خویش، بیّن و آشکار باشد و بی نیاز از تعریف و اثبات(اسفار، ص.29). اما در این جا باز به تناقض می افتد؛ چون اگر این موجود مطلق بنا به فرض بیّن است و بی نیاز از اثبات، چرا خود ملاصدرا بعداً به اثبات این موجود مطلق مبادرت می ورزد و بسیار هم به آن مباهات و افتخار می کند و براهین دیگر حکما و متکلمان را به باد انتقاد می گیرد؟

ملاصدرای واقعی:
ملاصدرا در باب بدیهی بودن و یقینی بودن براهین نظام خویش و به طور کلی کل دستگاه فلسفی خود، هیچ شکی ندارد. بارها ارجحیت نظامش را بر سایر متفکران و فلاسفه ی پیش از خود گوشزد می کند، مقدمه ی کتاب اسفار او شاهدی بر این مدعاست. در حقیقت خود وی گاهی چنان حرف می زند که گوئی حقیقت تام در دستگاه فکری او نهفته و همه ی مسائل راه حل نهایی اش را یافته است. احتمالاً همین اظهارات خود وی باعث شده که شارحان و طرفداران فلسفه ی او در باب اهمیت حکمت او غلوّ کنند و راه اغراق و مبالغه بپویند. چنانکه جلاالدین آشتیانی در باب اهمیت آثار و کتب او در مقدمه شواهد می نویسد « کتب او از نقایص سایر حکما و عرفا مبرّا است، نه افکارش مشتمل بر اوهامِ برخی از فلاسفه در کتب او دیده می شود و نه تُرّهات عوام صوفیه که به وجه من الوجوه قابل انطباق به براهین علمی و نظری نمی باشد و ... » (الشواهد الربوبیه، ص.8)(تأکیدها از من است.)
مگر آثار خود ملاصدرا مشحون از این اوهام (من اصطلاح تُرّهات را بکار نمی برم.) نیست که به هیچ وجه « قابل انطباق به براهین علمی و نظری» نمی باشد؟ از باب مثال آیا از طریق برهان فلسفی متقن، می توان وجود عقل فعال و نحوه ی فیض او بر نفوس انسانی در هنگام شناخت را اثبات کرد؟ وی در مقدمه ی اسفار می نویسد «من در دریای ژرف حکمت، صدف هایی علمی یافتم که استوار بر ستون هایی از براهین محکم و پر از جواهر نکات گرانبها بود...» (اسفار، ص. 7). اما به نظر می رسد که این چیزی جز یک ادعا نیست.
نتیجه ی بحث:
فلسفه ی ملاصدرا نیاز به واکاوی و نقد بیشتری دارد. به جای اینکه مسحور و شیفته ی برخی استدلال ها و موضوعات به ظاهر فلسفی مورد بحث وی شویم، باید با دیدی فراخ و نقدی عالمانه به آنها نگریست. و همانند خود او که بارها می گوید: « من نقاط ضعف و مغالطه های حکما و دیگران را کشف کرده و راه درست را نشان داده ام.» ما نیز باید نقاط ضعف فلسفه ی او و مغالطات نهفته در پس استدلال های او را کشف کنیم و در دادگاه عقل احضار کنیم و به داوری بنشینیم. باید هر چه بیشتر از چهره ی کاریزماتیک حکمت صدرایی تقلیل دهیم و به فلسفه ی او همچون سایر فیلسوفان بدور از هرگونه پیش فرض ذهنی برخورد کنیم. این نقد صرفاً موارد جزئی فلسفه ی او را پوشش نمی دهد، بلکه روش فلسفه ی او، متمایز ---------------- حوزه های متفاوت حکمت صدرایی از قبیل فلسفه، عرفان، کلام و... را نیز در بر می گیرد. به زعم نگارنده باید فلسفه ی صدرایی را به اجزاء تشکیل دهنده اش تقسیم و مرز هر یک را به نحو دقیق مشخص و متمایز کرد. به عنوان مثال حوزه ی فلسفه را از عرفان، عرفان را از کلام و عقل را از وحی و... جدا کنیم تا هیچکدام وارد وادی دیگری نشود.
منابع:
- سجادی، سید جعفر، 1384، دیباچه بر حکمت متعالیه(فلسفه وجودیه)، انتشارات طهوری، چاپ اول.
- شیرازی، صدرالمتألهین(ملاصدرا)،1380، اسفار، ج.1، ترجمه ی محمد خواجوی، انتشارات مولی، چاپ دوم.
- شیرازی، صدرالدین، 1360، الشواهد الربوبیه با حواشی ملا هادی سبزواری، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ دوم.
- طباطبایی،سید جواد،1373، زوال اندیشه ی سیاسی در ایران، انتشارات کویر، چاپ اول.

نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/٩

+ زیبا

نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٩

+ اس ام اس های روزانه

شترها بر 5 دسته اند
:
1- اونایی که در خواب پنبه
دانه میبینند
2-اونایی که با بارشون گم
میشن
3- اونایی که در خونه های
مردم میخوابن
4-اونایی که دولا دولا
سواری میدن
و اونایی که الان دارن اس
ام اس می خونن
**************

 

هرگز ندانستم چگونه ستایش کنم
تا آنکه آموختم چگونه دوست بدارم
نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٢
تگ ها: جک رشتی

+ جک جکستان اس ام اس

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند، بر
اثر کمبود حوصله طلاق می دهند و بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند
**************
سلام به قاصدکهای
خبر رسان که محکوم به خبرند

 

و سلام به شقایقهایی که محکوم
به عشقند
و سلام به تو که محکوم به
دوست داشتنی…!

**************
امروز سالروز پرتاب اولین
زن ایرانی (انوشه انصاری) به فضاست.
به امید روزی که آ خرین زن
ایرانی را به فضاپرتاب کنیم ..
**************
نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٢

+ اس ام اس و آف

زن مثل ویروس می‌مونه، وقتی وارد زندگیت بشه، جیبت رو اسکن
می‌کنه، لبخند رو دیلیت می‌کنه، مخت رو ادیت می‌کنه،
برنامه‌هات رو دانلود
می‌کنه، آخرش هم هنگ می‌کنی!

**************
میدونی: من دوست دارم، میمیرم برات و من هلاکتم،
چند تا «م» داره؟
**************
زندگی بدون عشق مساوی است با: جمعه بدون یانگوم!
نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٢
تگ ها: جک لری

+ اس ام اس ، جک و پیامک عاشقانه ، جدید ،خفن و باحال

جملات رمانتیک ویژه پیچوندن : - آرزوی من خوشبختی توست، با من باشی یا نباشی فرقی نمیکنه!! - خودم هم نمی دونم چیکار میخوام بکنم.نمیخوام تو به آتیش من بسوزی!!! - تو هم خوشگلی،هم باهوشی،هم زرنگی.. .آدمهایی خیلی بهتر از من گیرت میاد!! - ما مدلهای ذهنیمون با هم فرق میکنه!! هیچ پروسیجری برای تلفیق این دو مدل نداریم!! - تاکید مداوم بر برخی جملات شریعتی:"اگر عشق دوام یابد،به ابتذال میکشدcowboycowboycowboycowboy

نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٢

+ جک و اس ام اس سری 6

میدونم میتونی قلبمو آتیش بزنی اما نزن…میدونم میتونی بری و منو تنهام بزاری اما نزار…میدونم میتونی بریو باکس دیگه‌ای دوست شی اما نشو…میدونم میتونی جواب منو ندی اما بده…میدونم میتونی نابودم کنی اما نکن…میدونم میتونی واسم افف نزاری ولی بزار ای مهربون من دوست دارم

نویسنده : گل بنفش ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٢٢
تگ ها: جوک لری